مؤسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن در نشستی به مناسبت هفته دفاع مقدس، با حضور عبدالله طرفاوی، طاهر سبحانی و علی بالشی، ابعاد تاریخی و میدانی نقش مردم عرب خوزستان در دفاع از ایران را بررسی کرد.

مهمانان نشست، از دشواری دسترسی به اسناد تاریخی تا تجربه مقاومت مردم در سال‌های جنگ، به موضوعاتی پرداختند که ثبت و بازخوانی آن‌ها می‌تواند شناخت دقیق‌تری از تاریخ دفاع و مشارکت اجتماعی در خوزستان به دست دهد.

پژوهش درباره جهاد عشایر و محدودیت دسترسی به منابع

عبدالله طرفاوی، با اشاره به پژوهش خود درباره جهاد عشایر در برابر نیروهای بریتانیایی در سال ۱۹۱۴، از محدودیت منابع در دسترس و دشواری دستیابی به اسناد سخن گفت.

طرفاوی توضیح داد که در جریان این پژوهش، دسترسی به برخی اسناد وزارت امور خارجه، مجلس و آرشیوهای ملی برای او فراهم نشد یا با محدودیت همراه بود.

او در نهایت بخش زیادی از اطلاعات مورد نیاز را از منابع خارجی، از جمله روایت‌های آلمانی‌های حاضر در منطقه در آن دوره، پیگیری کرد. این تجربه از نگاه او نشان می‌دهد که پژوهش درباره برخی رویدادهای تاریخ محلی، حتی پس از سال‌ها تلاش، ممکن است به دلیل دشواری دسترسی به منابع اولیه با خلأهای جدی روبه‌رو بماند.

طرفاوی، جهاد عشایر را در امتداد پیشینه طولانی مقاومت در خوزستان بررسی کرد و به شخصیت‌ها و جریان‌هایی چون شیخ سلمان، شیخ جابر و مقاومت در برابر حضور بریتانیا پرداخت.

او همچنین به اهمیت موقعیت خوزستان در تحولات سیاسی منطقه اشاره کرد؛ استانی که موقعیت جغرافیایی و منابع نفتی آن در دوره‌های مختلف، توجه قدرت‌های خارجی را به خود جلب کرده است. بااین‌حال، محور اصلی سخنان او نه صرفاً معرفی رویدادهای تاریخی، بلکه دشواری بازسازی مستند آن‌ها بود.

تاریخ محلی و حافظه ملی؛ مسئله‌ای فراتر از کمبود کتاب

طرفاوی با اشاره به کم‌توجهی به برخی رویدادها و چهره‌های تاریخی خوزستان، بر ضرورت بازشناسی سهم مردم عرب این منطقه در تاریخ عمومی ایران تأکید کرد.

به گفته او، در مقایسه با برخی مناطق دیگر، آثار مکتوب و روایت‌های مردمی درباره تجربه تاریخی دشت آزادگان محدودتر است و همین مسئله، شناخت نسل جوان از بخشی از تاریخ معاصر کشور را دشوار می‌کند.

او در این چارچوب، به تجربه دفاع مردم عرب خوزستان در برابر حمله عراق اشاره کرد و یادآور شد که تصور جدایی میان هویت عربی و تعلق به ایران با تجربه‌ای که از مقاومت مردم منطقه روایت می‌شود، سازگار نیست.

طرفاوی همچنین از خانواده‌هایی سخن گفت که با وجود فشار جنگ و از دست دادن اعضای خود، بر ماندن و دفاع از سرزمین تأکید داشتند.

او در بیان نمونه‌ای از این تجربه، به علی جلالی سبحانی اشاره کرد که به گفته او، در جریان بمباران و محاصره سوسنگرد شماری از اعضای خانواده‌اش را از دست داده بود و خود نیز مجروح شده بود.

طرفاوی نقل کرد که هنگام سرکشی به او، در پاسخ به شرایط دشوار خانواده، بر آمادگی برای فداکاری در راه وطن تأکید کرده بود.

از این منظر، بازنمایی سهم مردم عرب خوزستان به معنای جداکردن تجربه آنان از تاریخ ایران نیست، بلکه به معنای کامل‌ترکردن تصویری است که از دفاع مردم کشور در حافظه عمومی باقی مانده است.

مقاومت مردم با وجود نابرابری تجهیزات

طاهر سبحانی، با بازخوانی روزهای آغازین جنگ، از شرایط دشوار مردم دشت آزادگان، سوسنگرد، هویزه، خرمشهر و روستاهای مرزی سخن گفت.

به گفته او، نیروهای عراقی با تانک، توپخانه و پشتیبانی هوایی وارد میدان شده بودند؛ در مقابل، بخشی از مدافعان محلی با امکانات محدود، سلاح‌های ابتدایی و مهمات اندک در برابر پیشروی دشمن ایستادگی می‌کردند.

سبحانی تأکید کرد که مقاومت در آن روزها فقط به نیروهای نظامی محدود نبود. مردم در کنار مدافعان به انتقال مهمات، جابه‌جایی مجروحان، حفاظت از خانواده‌ها و پشتیبانی از نیروهای حاضر در میدان کمک می‌کردند.

سبحانی همچنین به تلاش عراق برای بهره‌برداری از هویت عربی مردم خوزستان اشاره کرد. در روایت او، دشمن می‌کوشید عرب‌بودن را در برابر ایرانی‌بودن قرار دهد و از پیوندهای زبانی و فرهنگی برای ایجاد شکاف استفاده کند؛ اما مردم منطقه با حضور در دفاع از سرزمین، این دوگانه را نپذیرفتند.

او بر این نکته تأکید داشت که حفظ زبان و فرهنگ عربی با دفاع از ایران تعارضی ندارد و هویت فرهنگی افراد لزوماً در برابر هویت ملی قرار نمی‌گیرد.

از آوارگی تا بازگشت / تجربه اجتماعی جنگ در کنار روایت عملیات‌ها

سبحانی، در بخش دیگری از سخنان خود، بر ضرورت توجه به تجربه خانواده‌ها و مردم عادی در ثبت تاریخ دفاع مقدس تأکید کرد. از نگاه او، روایت جنگ نباید تنها به عملیات‌ها، فرماندهان، یگان‌ها و شمار شهدا محدود شود؛ آوارگی مردم، انتقال کودکان به مناطق امن، مراقبت از مجروحان، از دست دادن اعضای خانواده و بازگشت به خانه‌های آسیب‌دیده نیز بخشی از تجربه تاریخی جنگ است.

او با اشاره به وضعیت مناطق درگیر، از زنانی یاد کرد که در حفاظت از خانواده‌ها، مراقبت از مجروحان و پشتیبانی از مردم نقش داشتند.

سبحانی یادآور شد که آمار شهدا، هرچند برای ثبت ابعاد جنگ ضروری است، به‌تنهایی نمی‌تواند معنای انسانی آن را نشان دهد. پشت هر نام، زندگی و خانواده‌ای قرار دارد و بخشی از پیامدهای جنگ در خاطرات و تجربه‌هایی باقی مانده است که ممکن است در اسناد اداری و نظامی انعکاس نیافته باشند.

او همچنین مقاومت را محدود به حضور در سنگر ندانست و بر تجربه کسانی تأکید کرد که پس از ویرانی به محل زندگی خود بازگشتند، از خانواده‌های آسیب‌دیده مراقبت کردند و برای ادامه زندگی تلاش کردند.

این بخش از سخنان او بر یک خلأ مشخص در بازنمایی تاریخی انگشت می‌گذاشت: تجربه اجتماعی جنگ در کنار تاریخ عملیات‌ها باید ثبت شود تا تصویر کامل‌تری از نقش مردم در دفاع از کشور به دست آید.

علی بالشی؛ شکل‌گیری سپاه دشت آزادگان در شرایط کمبود امکانات

حاج علی بالشی، با اشاره به تجربه خود در شکل‌گیری سپاه دشت آزادگان، از شرایط سازمان‌دهی نیروهای محلی در ماه‌های پیش از جنگ و روزهای آغازین آن سخن گفت. به گفته او، با دعوت مسئولان وقت، از جمله مهندس ابراهیمی، فرماندار وقت، در روند شکل‌گیری ساختار اولیه سپاه مشارکت کرد.

بالشی گفت که نیروهای محلی در آغاز جنگ با نابرابری جدی تجهیزات مواجه بودند. درحالی‌که نیروهای عراقی از تسلیحات و پشتیبانی گسترده برخوردار بودند، مدافعان منطقه در مواردی حتی برای تأمین فشنگ سلاح‌های موجود نیز مشکل داشتند.

در روایت او، شکل‌گیری سپاه صرفاً ایجاد یک تشکیلات اداری نبود؛ این روند با نیاز فوری به سازمان‌دهی نیروها، شناخت مسیرهای منطقه و هماهنگی میان مدافعان محلی و دیگر نیروهای حاضر در میدان همراه بود و یادآور شد که در ماه‌های نخست جنگ، تصاویر و مستندات کافی از برخی وقایع در دست نبود.

این کمبود، ثبت رویدادها را دشوارتر می‌کرد؛ به‌ویژه در شرایطی که بخشی از اطلاعات از طریق حضور مستقیم در میدان به دست می‌آمد و امکان ثبت تصویری همه وقایع وجود نداشت.

ازاین‌رو، خاطرات نیروهای حاضر در صحنه و بررسی آن‌ها در کنار اسناد موجود، می‌تواند در بازسازی دقیق‌تر روند شکل‌گیری ساختارهای دفاعی منطقه مؤثر باشد.

نیروهای محلی و مردم عادی؛ روایت‌هایی که باید مستند شوند

بالشی در ادامه، به مشارکت نیروهای بومی و مردم عادی در مقاومت منطقه پرداخت و از همراهی مدافعان محلی با نیروهایی از دیگر مناطق کشور سخن گفت. او به چهره‌هایی چون شهید علی هاشمی، شهید سیدحمید تقوی و عبدالرضا طرفی اشاره کرد و بر نقش نیروهایی تأکید داشت که در شرایط دشوار جنگ، در کنار مردم و دیگر مدافعان فعالیت می‌کردند.

او همچنین نمونه‌هایی از مقاومت افراد عادی را بازگو کرد؛ از جمله روایت فردی محلی که به گفته او، با وجود نداشتن مهمات کافی، دو سرباز عراقی را به سمت رودخانه کشاند، و روایت زنی که بنا بر گفته او، با چوب‌دستی در دستگیری چند سرباز عراقی نقش داشت.

بااین‌حال، ارزش تاریخی چنین روایت‌هایی به ثبت دقیق جزئیات و امکان بررسی آن‌ها وابسته است.

ثبت نام افراد، زمان و مکان رویداد، گردآوری شهادت شاهدان و تطبیق روایت‌ها با اسناد موجود، می‌تواند به حفظ این خاطرات کمک کند و امکان استفاده پژوهشی از آن‌ها را افزایش دهد. بدون چنین فرایندی، حتی روایت‌هایی که در حافظه محلی شناخته شده‌اند، ممکن است با گذشت زمان جزئیات خود را از دست بدهند.

تکمیل تاریخ دفاع مقدس؛ پیوند اسناد رسمی و روایت‌های محلی

سخنان سه مهمان نشست، سه سطح متفاوت از یک مسئله را آشکار کرد. طرفاوی از دشواری دسترسی به اسناد جهاد عشایر و محدودیت پژوهش درباره برخی رویدادهای تاریخ محلی گفت؛ سبحانی بر تجربه خانواده‌ها، زنان و مردم عادی در روزهای جنگ تأکید کرد؛ و بالشی از شرایط شکل‌گیری سپاه دشت آزادگان، کمبود امکانات و مشارکت نیروهای محلی سخن گفت.

این روایت‌ها از نظر موضوع و تجربه یکسان نبودند، اما هر سه بر اهمیت ثبت جزئیاتی تأکید داشتند که ممکن است در روایت‌های کلی و رسمی کم‌رنگ بمانند.

برآیند این مباحث، ضرورت پیوند میان اسناد رسمی و تاریخ شفاهی است. اسناد نظامی و اداری برای بازسازی روند عملیات‌ها و تصمیم‌ها اهمیت دارند؛ در کنار آن‌ها، مصاحبه با رزمندگان، خانواده‌ها، زنان، بزرگان محلی و شاهدان رویدادها می‌تواند ابعاد اجتماعی جنگ را روشن کند.

در همین چارچوب، معرفی نقش مردم عرب خوزستان در جهاد عشایر و دفاع مقدس باید در پیوند با تاریخ مشترک ایران انجام شود؛ نه با حذف تفاوت‌های فرهنگی و نه با تبدیل هویت قومی به مرزی در برابر هویت ملی.

همین رویکرد می‌تواند مبنای بررسی مستند مشارکت مردم عرب ایران در رویدادهای معاصر، از جمله جنگ دوازده‌روزه، جنگ رمضان و تجمعات حمایت از کشور نیز باشد؛ مشروط بر آنکه هر دوره با اتکا به شواهد مستقل، روایت‌های قابل‌بررسی و اسناد متناسب با همان رویداد مطالعه شود. هدف چنین بررسی‌ای، افزودن روایت‌های مستند به حافظه عمومی و شناخت دقیق‌تر تجربه‌های تاریخی جامعه ایرانی است.

آنچه از این نشست برمی‌آید، ضرورت گذار از یادکردهای پراکنده به ثبت روشمند تاریخ است. تجربه‌های محلی زمانی می‌توانند در شناخت عمومی از گذشته اثرگذار باشند که از حافظه فردی فراتر بروند، مستند شوند و در دسترس نسل‌های بعد قرار گیرند.